تبليغاتX
×××باز کن دکان که وقت عاشقی است×××
×××باز کن دکان که وقت عاشقی است×××
×بیا و نو گل این بلبل غزلخوان باش×

درباره

×بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود ×× این همه قول غزل تعبیه در منقارش (حضرت حافظ)
______________________

×وهبت للورود نفسی×× فطبت بالنفس نفسا (صنوبری)

پيوندها

پيوندها ي روزانه

نويسندگان

آرشيو مطالب

آرشيو موضوعي

طراح قالب

احسان فيروزكوهي

قالب ساز

Powered By
BLOGFA.COM

هر روز در فکر تو هستم (معرفی اولین کتاب)

sorkh be range Eshq

 

گر چه آن قدر که می خواهم

 

به تو نامه نمی نویسم

 

یا تلفن نمی کنم

 

هر روز....

 

در فکر تو هستم

 

گاه در فکرِ

 

خاطره ای که با تو داشته ام

 

و گاه در رؤیاهایم

 

برای تو

 

آنچه برایم رخ داده را تعریف می کنم

 

مهم نیست

 

به چه فکر می کنم

 

هر روز برایت نامه ای می نویسم یا به تو تلفن می کنم

 

و دلم برایت تنگ می شود.

 

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

معرفی کتاب

 

شعر زیبایی از کتابی به نام «سرخ به رنگ عشق» انتخاب کرده ام،

 

نوشته خانوم سوزان پولیس شوتز و با ترجمه زیبا و روانِ خانوم رؤیا پرتوی

 

(متن دو زبانه)، این کتاب در قطع جیبی به قیمت ۵۰۰ تومان و از انتشارات

 

اندیشه عالم است.

 

 

در مقدمه کتاب چنین آمده است:

 

بیا بشنویم سخن شاعری را و نه بهتر، انسانی را که در کمال سادگی

 

از عشق می گوید. از احساسی که من و تو بارها در وجود خود حس کرده ایم

 

و ببین که چگونه با کلماتی ساده و صادقانه می توان در دل انسان ها جا گرفت.

 

شاعری از نسل گل....

 

 

من تصمیم گرفتم یک عنوان و موضوع جدید به دکانم اضافه کنم: *معرفی کتاب*

 

و آنچه که مسلم است نظرات شما دوستان درین باره بسیار ارزشمند است،

 

انتقاد پیشنهاد نظر... خلاصه هر چه می خواهد دل تنگت بگو خواه تلخ خواه شیرین

 

خواه درباره کتاب، یا نویسنده یا ترجمه یا شیوه معرفیه من؛ هر چی که دوست دارید!

 

 

 

 

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

ماه من!............. غصه چرا؟!؟

 

ماه من، غصه چرا؟!

 

آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صد ها شب و روز

 

مثل آن روز نخست

 

گرم و آبی و پر از مهر، به ما می خندد!

 

یا زمینی را که، دلش از سردی شب های خزان

 

نه شکست و نه گرفت!

 

بلکه از عاطفه لبریز شد و

 

نفسی از سر امید کشید

 

و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید

 

زیر پاهامان ریخت،

 

تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست!

 

ماه من، غصه چرا؟!

 

تو مرا داری و من هر شب و روز،

 

آرزویم، همه خوشبختی توست!

 

ماه من! دل به غم دادن و از یاس سخن گفتن

 

کار آن هایی نیست، که خدا دارند....

 

ماه من! غم و اندوه، اگر هم روزی، مثل باران بارید

 

یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست،

 

با نگاهت به خدا، چتر شادی وا کن

 

و بگو با دل خود؛ که خدا هست، خدا هست!

 

او همانی است که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید

 

نشانم می داد...

 

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد، همه زندگی ام، غرق شادی باشد ...

 

ماه من!

 

غصه اگر هست، بگو تا باشد!

 

معنی خوشبختی،

 

بودن اندوه است ...!

 

این همه غصه و غم، این همه شادی و شور

 

چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند

 

همه را با هم و با عشق بچین ...

 

ولی از یاد مبر؛

 

پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا

 

و در آن باز کسی می خواند؛

 

که خدا هست، خدا هست

 

و چرا غصه؟! چرا؟!؟

 

مجله موفقیت (مهین رضوانی فرد)

 

 

 

(از ابتدا قصدم برین شعر بود ولی شنبه شب احساس کردم که نمی تونم این شعرو

 

به طور کامل بپذیرم ؛و اون شعر سراسر یاس و اندوه  رو پست کردم ولی خیلی زود

 

پشیمون شدم!

 

واقعا" غصه چرا؟ پاییز تو راهه، فصل درس و مدرسه، خدا داره زمینو برامون نقاشی

 

می کنه، باد و بوی پاییز شهرو فرا گرفته اون وقت ما تنها دچار رخوت پاییز باشیم؟!

 

و حالا سعی کردم با این شعر جبران کنم.)

 

 

 

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

درین نزدیکی

 

بی جهت نیست که هی می بارم

 

پی رازیست درین نزدیکی

 

پس پستوی گریز کلمات

 

پس فردای دریغ فریاد

 

هی هی می بارم و به خود می گویم های های گریه کنم

 

رخ او در نظرم می شکفد همه ام محو رخش همهمه ام محو و تمام...............

 

و فقط می بارم.

:: نویسنده : آبان | لینک مطلب |

This Template Designe By TemplateFA - All Righte Reserved By bolbole-bidel.Blogfa.Com